الفيض الكاشاني

348

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

شركت دهم ؟ فرمود : « آرى ، ميّت شاد مىشود از اين كه براى او طلب رحمت و آمرزش شود همان گونه كه انسان زنده از دادن هديّه به او شادمان مىشود . » « 1 » و نيز فرموده است : « هر كس از مسلمانان كار نيكى از جانب مرده‌اى انجام دهد به او ثواب مضاعف داده مىشود و خداوند مرده را نيز از آن بهره‌مند مىسازد . » « 2 » غزّالى مىگويد : از اين رو پس از دفن تلقين ميّت و دعا براى او مستحبّ است . سعيد بن عبد اللّه ازدى گفته است : ابا امامهء باهلى را در حال احتضار ديدم . به من گفت : اى ابا سعيد هنگامى كه مردم با من همان گونه رفتار كنيد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داده و فرموده است : « وقتى يكى از شما مرد و قبر او را با زمين يكسان كرديد يكى از شما بر سر قبرش بأيستد و بگويد : اى فلان بن فلان - او مىشنود ليكن نمىتواند پاسخ گويد - سپس براى بار دوّم بگويد : اى فلان فرزند فلان زن - او در اين موقع راست مىنشيند - براى بار سوّم بگويد : اى فلان فرزند فلان زن ، در اين موقع مرده مىگويد : ما را ارشاد فرما ، خدا تو را رحمت كند - ليكن شما گفتار او را نمىشنويد - پس به او بگويد : ميثاقى را كه با آن از دنيا بيرون رفتى به ياد آور و آن گواهى است بر اين كه : أن لا إله الّا اللّه ، و أنّ محمّدا رسول اللّه ، و أنّك رضيت باللّه ربّا ، و بالاسلام دينا ، و بمحمّد نبيّا و بالقرآن إماما ، در اين هنگام منكر و نكير هر كدام ديرتر از ديگرى وارد مىشود و مىگويند برويم نزد او بنشينيم چه حجّت او را به وى تلقين كرده‌اند . و خداوند او را از نكير و منكر در حجاب قرار خواهد داد » . مردى عرض كرد : اى پيامبر خدا اگر نام مادر او را نداند ، فرمود : « او را به حوّاء نسبت دهد . » بنابراين مقصود از زيارت قبور آن است كه زيارت كننده عبرت گيرد و زيارت شونده از دعاى او بهره‌مند شود ، و نبايد زيارت كننده از دعا براى خود و ميّت و كسب عبرت غفلت كند ؛ و زمانى مىتواند عبرت گيرد كه مرده را در دل خود تصوّر كند كه چگونه اجزاى بدن وى پراكنده و از هم جدا شده و چگونه دوباره از گورش برانگيخته مىشود و بداند كه او نيز به زودى به وى خواهد پيوست . چنان كه از مطرف بن ابى بكر هذلى نقل شده كه گفته است : در بنى عبد القيس پير زنى متعبّده بود كه چون شب فرا مىرسيد كمرش را محكم مىبست و در محراب خود به عبادت مشغول مىشد و چون روز مىشد به گورستان مىرفت . شنيدم او را به سبب كثرت رفتن به گورستان سرزنش كردند ، گفت : هرگاه دل سخت شود چيزى جز

--> ( 1 ) همان مأخذ ، باب التّغرية و الجزع ، شماره 53 و 55 . ( 2 ) همان مأخذ ، باب التّغرية و الجزع ، شماره 53 و 55 .